
روز یکشنبه 29 مرداد 96 است. خستگی و خوابی سفر چنان بیهوشمان کرده بود که کلا فراموش کردیم صبح یکشنبه باید برای کارهای کنفرانس برویم. صبح با صدای زنگ در از خواب پریدیم و یادمان آمد که باید برای کنفرانس برویم. حاضر شدیم و رفتیم به ایستگاه اتوبوس و تراموا بدون اینکه بدانیم با کدام یا کجا باید برویم. البته قبل از سفر یک گروه در تلگرام درست کرده بودم و چند نفری را که میدانستیم حتما در سفر هستند عضو کرد...
ادامه مطلب