دل گفته ها

متن مرتبط با «ایفلا» در سایت دل گفته ها نوشته شده است

اینجا آستانه (قزاقستان) 15: ایفلای 89 – به سرزمینم ببارید، ای ابرهای

  • نیلوبلاگ

    در کتاب روانشناسی رشته فرهنگ و ادب دبیرستانهای قدیم اسم عجیب و غریبی بود که خیلی دوستش داشتم و همه اش فکر می کردم این قسمت خیلی عمیقا علمی است: تست رورشاخ. می گفت ابرها را ببین و بگو شکل چه چیزی را در آن می بینی تا روانشناسها از روی آن احوالات و مشکلات روحیت را تشخیص بدهند. اما خب چون همیشه و در همه حال ابرها در دسترس نیستند جناب رورشاخ چاره کرده بود که یک قطره جوهر را روی کاغذی بریز و آن را تا بزن و حالا بگو چه می بینی تا بگویم تو کیستی؟ اولین منظره ای که چشم هر بیننده آمده از قحطی آسمان آبی و ...

    ادامه مطلب
  • اینجا آستانه (قزاقستان) 16: ایفلای 89 – یک چرت 20 میلیون تومانی

  • نیلوبلاگ

    چشمانم را گشودم و مثل فنر از جا پریدم و در گیج و منگی بین خواب و بیداری و دلهره ای ده ریشتری به سمت آقا و خانمِ گیت هجوم بردم که پرواز من کو؟ نگاه سرد و بی تفاوتی آنها اعصابم را متشنج کرد. چرا متوجه نیستید؟ من در آن هواپیمای غول پیکر نیستم و جایم در آن صندلی خالی مانده. ای کاش تاخیر را در همه خطوط هواپیمایی رسمی و اجباری می کردند تا هیچ وقت هیچ مسافری در هیچ جای جهان از پروازش جا نماند. اولین کارم این بود که با پاسپورت از کیوسک اینترنت (معادل فارسی چیست؟) رمزی بگیرم و به ملت خبر بدهم که هنوز زند...

    ادامه مطلب
  • اینجا بوسان (کره) 1: ایفلای 90 – به خودم نه نمی‌گویم

  • نیلوبلاگ

    همانروز که جلوی در آسانسور کتابخانه ملی با هم صحبت کردیم این جمله که: "به خودم نه نمی‌گویم"، گویی شد شعار و موتور محرک ایفلای 90 در کشور کره جنوبی. ایفلایی که تقریبا هیچ امیدی به شرکت در آن نداشتم. چرا که اتفاقات جنگی و هزار و یک ماجرای دیگر، آرامش و تمرکز را جوری از آدم گرفته بود که فکر کردن به یک سفر خارجی حتی برای شرکت در کنگره مهمی چون ایفلا جزء آخرین افکار آدم به حساب می‌آمد. با این حال، با اتکا به همان جمله که به خودم نه نمی‌گویم، اقدام کردیم و شد. برای ارسال مقاله و شرکت در ایفلا معمولا ب...

    ادامه مطلب
  • اینجا بوسان (کره) 2: ایفلای 90 – سفر پساجنگ معادله ای است چند مجهولی

  • نیلوبلاگ

    وقتی ماشین را پارک کردم و داشتم به سمت در سفارت کره در خیابان دانشور غربی می رفتم با خودم فکر کردم که اگر نگذاشتند وارد شوم از همانجا حواله ام کردند به آژانس چه کنم؟ اگر مدارک را که ترجمه پارسال است قبول نکنند دیگر نمی رسم. هزار و یک دلهره دیگر در سرم می چرخید. یعنی همینقدر ناامید و مردد و با آشوب وحشت زای هزینه ها داشتم می رفتم به سمت زنگ که یک دختر خانم جوان جلوی در سفارت سبز شد و چیزی گفت و در را برایش باز کردند و من هم دنبال او وارد شدم و گویی شمعی کم نور از افقی دور، نوری برای شدن برافشاند....

    ادامه مطلب
  • اینجا بوسان (کره) 3 ایفلای 90 – مسقط به شیرینی مسقطی

  • نیلوبلاگ

    امسال، 90 سال است که ایفلا هر سال در یک کشور برگزار شده است و این تداوم و ماندگاری حاصل همت، اراده و انگیزه افرادی است که اغلب هم داوطلبانه در سراسر جهان کار می‌کنند که سالی یکبار همه کتابداران و متخصصان علم داده‌ها از تمامی جهان دور هم جمع بشوند و از هزاران مساله ریز و درشت علمی، حرفه‌ای و اجتماعی صحبت کنند. ایفلای سال گذشته که در شهر آستانه قزاقستان به اتمام رسید، همه دوستان ایرانی و خارجی هنگام جدا شدن از همدیگر این جمله ورد زبانشان بود و تکرارش می کردند که "امیدوارم در ایفلای بعدی در کره جنو...

    ادامه مطلب
  • اینجا رم 8: ایکا روما 2022: ایفلای آرشیویستها؛ ایران در کما

  • نیلوبلاگ

    روز چهارشنبه 30 شهریور 1401 است و اخبار خوبی از ایران نمی رسد. اینترنتها قطع و ضعیف شده. نمی شود ارتباط درستی گرفت و این دلشوره و نگرانی را زیاد می کند. یکی دو پست در اینستاگرام می گذارم که وقتی با برخورد مردم و اعتراضشان مواجه می شوم تازه متوجه عمق اندوه و شرایط سخت تر مردم در ایران می شوم و دیگر ادامه نمی دهم. یکباره در پی مرگ مهسا امینی، همه به خیابانها ریخته اند و درگیری های خونین و بدی در جریان است. دل آدم به درد می آید. وقتی آرامش شهرهای اروپایی و آدمهای فرو رفته در طرح هایی برای شادی در هر لحظه را می بینم، حسرتی چشمانم را می گیرد که دلم می خواهد فریاد بزنم: آی آدمها، جرعه ای شادی، حق هر انسانی است که نفس می کشد. این را از او دریغ نداریم.*****کمی مانده به ساعت 9 (چهارشنبه 30 شهریور 140...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن1: ایفلای 85ام: کشور 2000 جزیره ای

  • نیلوبلاگ

    دیگر گذشته و رفته، حالا بگذار لذتش را ببریم. این آخرین تسلای خاطر این مسافر خسته از بدو بدوهای سفری دیگر در کورسوی چراغ رو به خاموشی حمایت از سفرهای علمی است. دلم پر می کشید که در آن چهار صندلی ردیف و...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 2: ایفلای 85ام: آکروپولیس

  • نیلوبلاگ

    دو کار مهم را باید انجام می دادم. اول اینکه حتما یک سیم کارت می گرفتم. و دیگر کارت مترو و اگر هم شد تور اتوبوسی شهر آتن مثل تجربه پارسال بارسلونا که خیلی خوب بود. آخر بدون اینترنت اصلا کاری از پیش نمی...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 3: ایفلای 85ام: دوربینهای خیانت کار

  • نیلوبلاگ

    امشب که قرار بود مطالب دیروز را تکمیل کنم و امروز را هم اضافه کنم، به خاطر نوشتن مطلبی که خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در مورد ایفلا خواسته بود عقب افتاد. حالا ببینم این نصف شبی تا کجا جان خواهم داشت و...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 4: ایفلای 85ام: هادریان: کتابخانهای از دل تاریخ

  • نیلوبلاگ

    از آکروپولیس که بیرون میآیم دوباره پیاده روی شروع میشود. در طول چند ماه گذشته، یعنی دقیقا از اردیبهشت تا الان حدود 5 کیلو وزن کم کردهام. هم غذا را کنترل کردهام و هم میزان شنای هفتگیم دست کم 500 مت...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 5: ایفلای 85ام: پذیرایی فقط آب

  • نیلوبلاگ

    روز شنبه 2 شهریور 1398 است. اتاقم به دلیل نزدیکی به آشپزخانه صبحها خیلی سر و صدا داشت. برای تعویض اتاق باید همه وسایلم را چمدان میکردم و میگذاشتم پذیرش تا شب که برگردم و بروم اتاق جدید. خوشبختانه ...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 6: ایفلای 85ام: تردد روی سن مطلقا ممنوع

  • نیلوبلاگ

    یکشنبه 3 شهریور از راه میرسد و صبح هم با صبحانه رنگارنگ و غیررژیمی هتل شروع میشود. لوبیا و نوعی برنج، بیکن و سوسیس و کالباس، پنیر فتا و پارمیزان، زیتون فراوان (البته سیاه و خیلی شور) و پودینگ و مربا...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 7: ایفلای 85ام: مشکلتون با پول چیه؟

  • نیلوبلاگ

    اینها با پول مشکل دارند. یک اسکناس 500 یورویی به دست، راه افتاده ام و به همه صرافی ها، بانکها و هر جای دیگری که فکر کنید مثل میز ثبت نام و مدیریت ایفلا سر می زنم. بانکها می گویند که خرد کردن 500 یوروی...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 8: ایفلای 85ام: میکآپی کنم

  • نیلوبلاگ

    بعد از صحبت مفصلی با آقای دکتر خسروی و دکتر زمانی، در حال عبور از نمایشگاه و رفتن به سمت هتلهایمان هستیم. عصر دوشنبه 4 شهریور 1398 (26 آگوست 2019) است. در استند (شما به فارسی چی می گیدددد؟ مثل این خار...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 9: ایفلای 85ام: عرب محله

  • نیلوبلاگ

    آخه کی می تونه ساعت 8 صبح در محل کنفرانس حاضر باشه برای ارائه مقاله. آن هم بعد از اینهمه شب نخوابی و بدو بدو. در گام شمار موبایل دیدم که بعضی روزها تا 12 کیلومتر هم راه رفته ام. با این حال صبح بعد از ...

    ادامه مطلب
  • اینجا آتن 10: ایفلای 85ام: سفر از من باز نمیگردد

  • نیلوبلاگ

    شمس لنگرودی به زیبایی می گوید: بازگشتهام از سفر، سفر از من باز نمیگرددروز آخر سفر حکایت غریبی دارد. گویی تازه از خواب پریده ای. به سرعت برق و باد می گذرد و تو می مانی و یک دنیا خاطره رنگین و یک عالم...

    ادامه مطلب
  • اینجا ورتسلاو لهستان (5): ایفلا 83 م: هزار رنگ کتابداری

  • نیلوبلاگ

    همه این زحمات و تلاشها برای رسیدن به امروز بود. روزی که باید نتیجه طرح و مقاله را ارائه می کردم. قبلا مقاله ارسال شده و در سایت ایفلا هم بارگزاری شده بود. قبل از سفر اسلایدها را درست کرده بودم. یک اسلاید خیلی مهم بود که بیش از 50 قلم عناصر مهم را داشت که فارسی بود و فرصت نکرده بودم انگلیسی اش کنم. قرار بود شب قبل از ارائه کارش را بسازم که خستگی و دیر رسیدن به خانه چنین اجازه ای نداد. به همین خاطر ...

    ادامه مطلب
  • اینجا ورتسلاو لهستان (6): ایفلا 83 م: ملخ هم جزء ساحارا و دیدنی

  • نیلوبلاگ

    صبح پنجشنبه 2 شهریور است که شال و کلاه می کنیم و رهسپار بازدید باغ وحش ورتسلا می شویم. آخر سالن برگزاری کنگره درست رو به روی باغ وحش است و ترامواها در ایستگاه باغ وحش می ایستادند و از همان روز اول مصمم بودیم که بچه ها را به باغ وحش بیاوریم. حدود ساعت 10 به باغ وحش رسیدیم و چشمتان روز بد نبیند. انبوهی از جمعیت را آنجا دیدیم که ازدحام کرده بودند و با محاسبه ایرانی شاید دو سه ساعت دیگر هم نوبت ما نمی...

    ادامه مطلب
  • اینجا ورشو (7): ایفلا 83 م: کلید هتل در زنگ دوچرخه

  • نیلوبلاگ

    راس ساعت 11.53 دقیقه به ایستگاه مرکزی قطار ورشو رسیدم و با اینکه با گوگل مپ قبلا چک کرده بودیم ولی پیدا کردن ایستگاه اتوبوس در بین شلوغی زیاد ورشو و مردم عجول پایتخت نشین خیلی سخت بود. ضمن اینکه، به نسبت ورتسلا مردم کمتری زبان انگلیسی می دانستند. خلاصه اتوبوس 160 را پیدا کرده و سوار شدیم و با اینکه خودمان ایستگاه دیگری مد نظرمان بود، با راهنمایی یک نفر در ایستگاهی پیاده شدیم که چندان گزینه مناسبی ...

    ادامه مطلب
  • اینجا ورشو (8): ایفلا 83 م: یکی کمک کنه (SOS)

  • نیلوبلاگ

    آپارتمان در ساختمانی به ظاهر مسکونی جای داشت که کنار آن مردم عادی بودند و این آپارتمان اجار داده می شد. خیلی جالب است که در یک آپارتمان مسکونی معمولی، می بینی آدمهایی از سراسر دنیا به عنوان مسافر می آیند و چند شبی می مانند و می روند. یک تراس زیبا داشت مشرف به خیابان اصلی که روبروی همان ساختمان موزه علم و فرهنگ زیبا و تاریخی بود. از آن بالا می شد هیاهوی شهر، رفت و آمد عابران و دوچرخه ها، اتوبوس و ت...

    ادامه مطلب