چهار سال پیش، وقتی فینال جام جهانی برزیل با باخت تاریخی 7 بر 1 برزیل در مقابل آلمان به اتمام رسید، صبح روز بعدش نوشتم "جام جهانی بعدی کجا خواهم بود و چه خواهم کرد؟". اصلا فکرش را هم نمی کردم که در بهبوهه یک چهارم نهایی جام جهانی 2018 روسیه، در هتلی در پرتغال نشسته باشم و بخواهم سفرنامه پرتغالی بنویسم. آن هم در شرایط جالبی که ایران و پرتغال بازی جانانه و تاریخی را با هم به انجام رسانده و نتیجه شگفت آور مساوی را رقم زده بودند و آن لایی که به پیکه زدند، گویی کیلومتر جام جهانی را در چشم ما ایرانیها صفر کرد. بعد از آن ویدئوی کریخوانی بیرانوند قبل از بازی با پرتغال، هر کس می شنید که راهی پرتغالم می گفت رفتی آنجا به رونالدو بگو: چطوری کریس؟! جالب اینکه در این گروه مرگ دور اول جام جهانی، اسپانیای نامدار نیز هم گروه ایران بود و مقصد بعدی سفر من بعد از پورتو، رفتن به بارسلونا در اسپانیا است. شاید این هم از شگفتی های جام جهانی باشد.
عصر روز 18 مهر 1391 بود که آمدیم ایرانداک و دور هم نشستیم تا دکتر فتاحی از پدیده جدیدی به اسم ایسکو رونمایی کرد. همان سالها بود که شنیدیم دکتر فتاحی و خانم پریرخ رفته اند اسپانیا و کما بیش اسم ایسکو به گوشمان خورده بود. بعدا که با ایسکو آشنا شدیم، فهمیدیم که برای شرکت در کنفرانس ایسکو نهم (11 مارس 2009) رهسپار اسپانیا شده بودند. ایسکو مخفف انجمن بین المللی سازماندهی دانش است که از سال 1389 (1367) پایه گذاری شده و به امور مختلفه مرتبط با حوزه سازماندهی دانش در سطح دنیا می پردازد. خلاصه اینکه در آن روز تاریخی، شاخه ایران ایسکو جایکوب شد و در طول این سالها چندان کسی از ایران موفق نشد که مقاله ای در آن ارائه کند. در سال 2015 یک مقاله پوستری ما برای کنفرانس شاخه انگلستان ایسکو پذیرفته شد که آقای احسان محمدی که آن وقت دانشجوی دکتری در ولورهمپتون انگلستان بودند (الان آمریکا هستند) لطف کرد و راهی لندن شد و به نمایندگی از ما پوسترمان را ارائه کرد. برای هر کسی که دلبسته سازماندهی اطلاعات است، ایسکو حکم حج تمتع را دارد. بنابراین، علیرغم همه مشکلاتی که بود، عزمم را جذب کرده بودم که هر طور هست در یکی از کنفرانسهای ایسکو شرکت کنم و حالا (ساعت 5.15 صبح به وقت اینجا و حدود 2.5 نصف شب به وقت تهران) از هتل آنتاس هاوس پورتو دارم تجربه شرکت در کنفرانس ایسکو را گزارش می کنم.
در طول این چند ساله، برای هیچ سفر خارجی به اندازه این سفر شک و تردید به وجودم ندویده بود. چرا که از وقتی خبر ارسال و پذیرش مقاله رسید، وضعیت ارزی، دلاری، یورویی و ارتباطات خارجی کشور یکباره شروع کرد به حرکت متناقص عجیب و غریبی؛ به طوری که اولی رفت به سمت عرش و دومی رفت به سمت فرش. با این همه، وسوسه دیدن این همه سینه چاک سازماندهی اطلاعات از سراسر جهان در یک نقطه روی کره زمین، آنقدر قدرت داشت که با یوروی بیش از 9000 تومان راهی دیار کریس رونالدو شویم. اما در طول این دوساله گذشته، یک نقطه اتکای ذهنی وجود داشته که بیشتر از نیمی از سختی و دلهره سفر را آسان کرده. وقتی ویزای شینگن چندبار ورود و تاریخ دار در جیبت داشته باشی، وسوسه اروپاگردی هم به سرت بزند، حتی یوروی 9000 تومانی هم جلودارت نمی شود.
کار پژوهشی خیلی خوب خانم نگین شکرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد ما، بر روی الگوی PRESSoo ایفلا، و تلاش و توانایی ایشان، باعث شد که یک مقاله خوب انگلیسی از کار در بیاید و راهی ایسکو شود. برعکس سایر کنفرانسها، این کنفرانس پذیرش اولیه را داد اما خواست که حتما هزینه ثبت نام حداقل یک نفر را واریز کنیم تا پذیرش نهایی را بدهد. خوشبختانه از مایملک سفر سال گذشته ایفلا در لهستان، مستر کارتی با مبلغ کارراه اندازی دلار که به قیمت 3750 تومان (تازه خیلی گران حساب کرده بود) باقی مانده بود که اگر هر سه ماه یکبار از آن خرید نکنی، مبلغ 3 دلار از کارت بر می دارد. هزینه 120 یوروی ثبت نام را با کارت پرداخت کردیم که دیدیم نامردی نکرده و 150 دلار از کارت کم کرده. جویا شدیم و دیدیم که هزینه تبدیل دلار به یورو را هم به نامردی از کارت ما برداشته است. خلاصه ثبت نام انجام شد و پذیرش آمد و طبق معمول گیر و گرفتاریهای گرنت و فرمهای سفر و ... که بازهم مثل همیشه علی رغم داشتن حدود یک ماه وقت، حضرات اداری دانشگاه در هفته آخر با هزار بگیر و ببند بالاخره مجوزهای لازم را دادند.
دو سه روز مانده به سفر بلیط و یک روز مانده به پرواز هتل رزرو کردیم و رهسپار شدیم. اما این بار تجربه جدید دیگری را از سر گذراندم. ایران پرواز مستقیم به پرتغال ندارد و دو مسیر رایج آن از طریق هواپیمایی "ترکیش ایر" و "ال ایتالیا" است که با توجه به زمان و شرایط و هزینه، همای سعادت این سفر روی دوش ترکیش نشست و من عازم استانبول زیبا شدم.
برچسب:
نویسنده: باران ابراهیمی