روزمرگیهای ده طلوع بهار - تاریخ: 1398/3/6 ساعت: 6:30
تولدم که تمام میشود، یکهو یادم میافتد که ای داد و بیداد. بهار دلانگیز من در گذر است و دارد تمام میشود. آخر میانه بهار هر سال، یعنی اردیبهشت، شدید مشغول نمایشگاه کتاب هستیم و این نمایشگاه یک بهاردز
اینجا پورتو (6): ایسکو 15 م: یک حاجی 55 یورویی - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
هر آمدنی را رفتنی است و از رفتن گریزی نیست. بالاخره روز موعود فرا می رسد. باید رفت و یک شهر را با همه لحظه های ویژه و خاطره انگیزش جا گذاشت. پنجشنبه 21 تیر 1397 (12 جولای 2018) و پنجمین روز سفر است و
اینجا بارسلونا (1): ایسکو 15: تک چرخهای زنانه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
سفر مثل فحشِ دعوا مي ماند. وقتي که دعوا تمام مي شود و در خودت فرو مي روي و عملياتت را مرور مي کني، تازه يادت مي افتد که چه فحشهاي آب نکشيده شيريني مي توانسته اي بدهي اما در آن لحظه حضور ذهن نداشته اي
فقط بخواه - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
بهرام رادان را در صفحه اینستاگرامش میبینم که دارد یک لایو ویدئو از خودش در نروژ را منتشر میکند. میچرخد و اطراف را نشان میدهد و شاد است. زندگی که شاید آرزوی صدها نفر از آدمهای روی زمین باشد. چطور
180 روز شیرین رفته و 180 روز بی طعم نیامده - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
آخرین روز تابستان است. روز عجیبی است. ابرهای بی باران گله به گله آسمان را گرفتهاند. همه چیز دست به دست هم داده تا این ته مانده آخرین روز تابستان، طعم گس دلتنگی به خود بگیرد. هوا طوری است که نمیشود د
دلم یا مغزم؟ - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
یک وقتی جلال حیدرینژاد درآمد و گفت تا چهل سالگی خیلی کوهu200eها را آدم می تواند جابجا کند و بعد از آن دیگر باید از اندوخته ها بهره برد. نه اینکه کاری نشود کرد، نه. سخت میشود. حالا عجیب است که من هم هزار
وهم و تعقل - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
بعضی موضوعات چنان به آدم می چسبند که دیگر نمی شود از خود جدایشان کرد. مثل پوستی که به تن می چسبد و دیگر از آن رهایی نداری. خواندن هم به من چسبیده، شاید هم من به آن چسبیده ام. حالا می فهمم چرا کتابی که
بی خبرم از تو و من تاب ندارم - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
این یک سوتی و اشتباه بوده. اما حیفه که برش دارم. شاید کسی دلش یه جایی جلوی کافه ای بنفش بلرزه... این آهنگ رو به زمستون تقدیم می کنم. بیاد شیشه های بخار گرفته و نم بارونxa0 بی خبرم از تو و من تاب ندارم ب
جمعش کنید - تاریخ: 1397/10/29 ساعت: 4:06
آخر سال میلادی که می شود، دلم ضعف می رود برای دیدن انواع و اقسام گزارشها و تحلیلهای سالانه این اجنبی ها. برای منی که همیشه کشته و مرده جمع بندی گذشته و تحلیل و برنامه ریزی آینده ام، این وقت سال، خیلی
حیوانات بدشانس ما (1) - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
هشدار: بیماران قلبی، متعصبان حیوان دوست، دلسوزان دو آتشه محیط زیست و خانمهای باردار، نخوانند. در را که باز میکنم موجود سیاه و گندهای از جلوی در میپرد هوا، طوری که من هم عقب میپرم. گربه خپل و زشتی
حیوانات بدشانس ما (2) - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
هشدار: بیماران قلبی، متعصبان حیوان دوست، دلسوزان دو آتشه محیط زیست و خانمهای باردار، نخوانند. در پست قبلی دلگفتهها یعنی "حیوانات بدشانس ما (1)"، ماجراهای ما و برخی حیوانات را نوشتم. حالا در این پست
در آرزوی یته پرنده - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
داشت اولین لقمه چلوکباب را توی دهانش میگذاشت که دیگر نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و پرسیدم: "خب آقا رضا، هنوز ورزش ادامه دارد؟". سرش را بلند کرد و با آن چشمهای قهوهای رنگ، نگاهش تا عمق جانم نفوذ کرد
زندگی، چکه چکه (1) - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
میخواستم قبل از اینکه مهلت نانوشته یکماهه دلگفته ها تمام شود مطلبی را متفاوت قلمی کنم. شروع کردم و نوشتم و نوشتم و شد مطلبی با عنوان "روزنوشتهای کتابداران سنگ بنای تاریخ زنده رشته" که از سخن هفته لی
اینجا پورتو (1): ایسکو 15م: چطوری کریس - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
چهار سال پیش، وقتی فینال جام جهانی برزیل با باخت تاریخی 7 بر 1 برزیل در مقابل آلمان به اتمام رسید، صبح روز بعدش نوشتم "جام جهانی بعدی کجا خواهم بود و چه خواهم کرد؟". اصلا فکرش را هم نمی کردم که در بهب
اینجا پورتو (2): ایسکو 15م: دروازه اروپا در خواب - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
داریوش ارجمند در سکانسی از فیلم "آدم برفی" آنجاکه توی کافه با اکبر عبدی که پشتی رفیق ایرانیش درآمده روبرو می شود و صد دلاری می پیچد تا آتش، می گوید: "مرد می خواد که پاش به دروازه اروپا برسه و رفیقش رو
اینجا پورتو (3): ایسکو 15م: شهر سنگ فرشی - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
همه اش با خودم فکر می کنم و از چند نفری هم پرسیده ام و هنوز هم انگشت به دهان و متحیرم که مردم گذشته بدون در اختیار داشتن امکانات کنونی ما، چطور سفر می کردند. الان به مدد امکانات بلیط آنلاین گرفتم، هتل
اینجا پورتو (4): ایسکو 15 م: یک اسکناس 500 یورویی؟!! - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
همین که آدم فکر کند احتمالاً اولین و آخرین بار در عمرش هست که به یک شهر سفر میکند، باعث میشود سفرهای خارجی در زمره پرزحمت ترین اوقات زندگی آدم به شمار بیایند. به وِیژه اگر در کشور و شهری باشی که دید
اینجا پورتو (5): ایسکو 15 م: کتابفروشی للو یا آتلیه ایرمائو - تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
آن همه راهی که شب گذشته نزدیک ساعت 12 شب رفته بودم و خستگی این چند روزه بدجور از پا درم آورده بود. طبق برنامه قرار بود که پنجشنبه هم حرکت کنم به بارسلونا. بنابراین همین امروز را وقت داشتم که شهر پورتو
فاخرپسند بارمان آوردند - تاریخ: 1397/3/3 ساعت: 14:27
سر و صدا برای آن وقت نیمه شب غیرعادی بود. رد صدا را گرفتم و فهمید&
اینجا ورتسلاو لهستان (5): ایفلا 83 م: هزار رنگ کتابداری - تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 17:09
همه این زحمات و تلاشها برای رسیدن به امروز بود. روزی که باید نتیجه طرح و مقاله را ارائه می کردم. قبلا مقاله ارسال شده و در سایت ایفلا هم بارگزاری شده بود. قبل از سفر اسلایدها را درست کرده بودم. یک اسلاید خیلی مهم بود که بیش از 50 قلم عناصر مهم را داشت که فارسی بود و فرصت نکرده بودم انگلیسی اش کنم. ق...

برچسب‌های مرتبط

یکی از همین روزها ماریا | دو سال سربازی و خیانت | دو سال سربازی و خیانت عشق | آهنگ دو سال سربازی | خرید بیمه دوسال سربازی | بیمه دو سال سربازی | دانلود دو سال سربازی و خیانت | دانلود آهنگ دو سال سربازی | حق بیمه دو سال سربازی | deutsches museum